ORezaO

قصیده ایوان مداین را خاقانی در سال 569 هجری قمری هنگام بازگشت از سفر مکه در توقف در بغداد و دیدار از ایوان کسری سروده است.

.

هان ای دلِ عبرت‌بین، از دیده عِبَر کن، هان / ایوانِ مداین را آیینۀ عبرت دان

از آتشِ حسرت بین بریان جگرِ دجله / خود آب شنیدستی کآتش کُنَدش بریان؟

گَه‌گَه به زبانِ اشک آواز دِه ایوان را / تا بوکه به گوشِ دل پاسخ شنوی زایوان

دندانۀ هر قصری پندی دهدت نو نو / پندِ سرِ دندانه بشنو ز بنِ دندان

گوید که تو از خاکی و ما خاکِ توایم اکنون / گامی دو سه بر ما نِه و اشکی دو سه هم بفشان

ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما / بر قصرِ ستمکاران گویی رسد چه رسد خِذلان؟

.

( قصاید خاقانی )

.

در بیت اول : عبر کن : پندها بگیر

در بیت چهارم : ز بن دندان : با تمام وجود

در بیت ششم : خذلان : خواری، ذلت – مفهوم بیت این است که ما که بارگاه عدل و داد بودیم، روزگار این گونه به ما ستم کرد، تا بر سر قصرِ ستمکاران چه خواری و ذلتی خواهد رسید


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۴ توسط رضا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر