متناسبند و موزون حرکات دلفریبت / متوجه است با ما سخنان بی حسیبت
چو نمی توان صبوری ستمت کشم ضروری / مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت
اگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرت / وگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت
به قیاس در نگنجی و به وصف در نیایی / متحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت
تو شبی در انتظاری ننشسته ای چه دانی / که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی ؟ / بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت
( غزلیّات سعدی )
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ توسط رضا